رفتي اما..........
گفتي ميرم چشم براهم بمون..اخه دوست دارم...گفتي دلم برات تنگ ميشه ...گفتم باشه..
مي مونم تا هر وقتي که بخواي ...اخه منم دوست دارم اخه منم دلم برات تنگ ميشه ..هر چند خيلي
اتفاقي بود عشقمون ..ولي پايانش وصاله...منتظرت مي مونم....تا زنده ام..وقتی هم که مردم تو اون
دنیا هم منتظرت می مونم.....
عشق را با تو شناختم و
محبت را در چشمان تو یافتم
به پاکی چشمانت قسم
که تا ابد
دوستت
خواهم داشت.
انتظار سخته ...!

می دونم خیلی زووود میای ...خیلی ..این سالها مثل برق و باد می گذره............
یک نفر ...
یک جایی ...
تمام رویاهاش لبخند توست ..
و زمانی که به تو فکر می کنه ...
....احساس می کنه که زندگی واقعا با ارزشه ....
پس هر گاه احساس تنهایی کردی ...
این حقیقت رو به خاطر داشته باش ...
...یک نفر....
...یک جایی ...
....در حال فکر کردن به توست ....

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 11:20 قبل از ظهر  توسط پرنیا
|
www.soomer.blogfa.com
مطالب وبلاگ جدیدم
من می گم دلم واست خیلی تنگ شده



تو چی می گی ؟؟؟



دوستان حرف دلتان بعدا در پست بعدی قرار خواهد گرفت ........
ناله را هر چند که می خواهم پنهانش کنم
سينه می گويد که من تنگ آمدم فرياد کن !
تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست
تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست
تنهایی را دوست دارم یرا تجربه کردم
تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست
تنهایی را دوست دارم زیرا ...
در کلبه ی تنهایی هایم در انتظارخواهم گریست و
انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد...
شاید در سکوتییا شاید در شبی سرد و بارانی ...
..................
خانه ام وقتی که می آیی تمامش مال تو هر چه دارم غیر تنهایی تمامش مال تو
صد دو بیتی صد غزل دارم و حتی یک بغل شعرهای خوب یغمایی تمامش مال تو
ضرب آهنگ غزلهایم صدای پای تو این صدای پای رویایی تمامش مال تو
باز هم بیت بد پایان شعرم مال من بیتهای خوب بالایی تمامش مال تو ... 
من همونم که همیشه غم و غصم بیشماره
اونی که تنهاترینه حتی سایه هم نداره
این منم که خوبیامو کسی هرگز نشناخته
اونکه در راه رفقات همه ی هستیشو باخته...
::::::::::::::::::داشت نظر یادت میرفت::::::::::::::::::

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 0:0 قبل از ظهر  توسط پرنیا
|